اللهم کن لولیک الحجة ابن الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی آبائِه ، فی هذه الساعَة وَ فی کُلِّ ساعَة ، وَلّیاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً ، حَتی تُسکِنَه اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِعَهُ فیها طَویلاً

مقالات

مسابقه مفهومی ویژه نیمه شعبان - قسمت اول

ارسال شده در مسابقه نیمه شعبان

مقاله اول: معنا و مفهوم غیبت

حجت خدا بر روي زمين و بر آن ايستاده است. در راه‏هاي آن حركت مي‏كند و در قصرها و خانه‏هاي آن داخل مي‏شود. او شرق و غرب زمين را در مي‏نوردد. سخنان مردم را مي‏شنود و بر جماعت آنها سلام مي‏كند. او مردم را مي‏بيند، ولي كسي او را نمي‏بيند تا زماني كه وقت ظهور در رسد و وعده الهي تحقق يابد و نداي آسماني طنين‏انداز شود. همانا آن روز، روز شادي فرزندان علي و شيعيان اوست.1  با توجه به روايات وارد شده درباره غيبت امام مهدي‏(ع) مي‏توان گفت در مورد چگونگي غيبت آن حضرت، دو صورت قابل تصور است

الف) ناپيدا بودن امام

 اولين صورت، همان است كه به طور متعارف در اذهان مردم در مورد غيبت آن حضرت وجود دارد؛ يعني اينكه امام مهدي‏(ع) در طول مدت غيبت خويش از نظر جسمي از نظر مردم دور است و اگر چه آن حضرت در اين مدت، مردم را مي‏بينند و از حال آنها با خبر مي‏شوند، ولي كسي توان ديدن ايشان را ندارد و با حضرتش روبه‏رو نمي‏شود.

 

 نعماني در كتاب الغيبه، چهار روايت نقل مي‏كند كه همه بيانگر همين صورت اول است. از جمله اين روايات چهارگانه، اين روايت امام صادق‏(ع) است كه مي‏فرمايد:

 

]در زمان غيبت] مردم، امام خويش را نمي‏يابند. با اينكه او در موسم [حج] حاضر مي‏شود و مردم را مي‏بيند، ولي كسي او را نمي‏بيند.2

 

 شيخ صدوق در كتاب كمال الدين نقل مي‏كند كه امام رضا(ع) در پاسخ كسي كه از آن حضرت در مورد قائم آل محمد(ص) پرسيد، مي‏فرمايد: «لايُري جِسْمُهُ، وَ لايُسَمّي بِاسمِه...؛ جسم [آن حضرت] ديده نمي‏شود و به اسم نام برده نمي‏شود».3

 

 اميرالمؤمنين علي‏(ع) نيز در روايتي مي‏فرمايند:

 حجت خدا بر روي زمين بر آن ايستاده است. در راه‏هاي آن حركت مي‏كند و در قصرها و خانه‏هاي آن داخل مي‏شود. او شرق و غرب زمين را در مي‏نوردد. سخنان مردم را مي‏شنود و بر جماعت آنها سلام مي‏كند. او مردم را مي‏بيند، ولي كسي او را نمي‏بيند تا زماني كه وقت ظهور در رسد و وعده الهي تحقق يابد و نداي آسماني طنين‏انداز شود. همانا آن روز، روز شادي فرزندان علي و شيعيان اوست.4

 

 حاصل روايات بالا اين مي‏شود كه در طول زمان غيبت، به دليل مصالحي كه پس از اين به آنها اشاره خواهيم كرد، امام عصر(ع) به كلي از ديدگان مردم غايب است و جز در موارد بسيار اندك و آن هم در مقابل بندگان خاص خداوند حاضر نمي‏شود.

 

 ب) ناشناس بودن امام

 صورت دومي كه براي غيبت حضرت وليّ‏عصر(ع) مي‏توان تصور كرد، اين است كه اگر چه آن حضرت در طول زمان غيبت در ميان مسلمانان حضور مي‏يابد و با آنها برخورد مي‏كند، ولي كسي آن امام را نمي‏شناسد و به هويت واقعي ايشان پي نمي‏برد. بنا بر اين فرض، امام مهدي‏(ع) در هر شهر و مكاني كه اراده كند، حضور مي‏يابد و مانند ديگر مردم به زندگي مي‏پردازد، ولي كسي از حقيقت حال ايشان آگاه نمي‏شود.

 

 رواياتي وجود دارد كه مي‏توان از آنها صورت دوم را استفاده كرد كه از آن جمله بايد به روايتي اشاره كرد كه شيخ طوسي در كتاب الغيبه از دومين نايب خاص آن حضرت؛ يعني محمد بن عثمان عمري نقل مي‏كند:

 به خدا سوگند، صاحب اين امر هر سال در موسم [حج] حضور مي‏يابد، در حالي كه او مردم را مي‏بيند و آنها را مي‏شناسد، ولي مردم با اينكه او را مي‏بينند، وي را نمي‏شناسند.5

 

 امام صادق‏(ع) نيز درباره غيبت آن حضرت چنين مي‏فرمايند: چگونه اين مردم، اين موضوع را كه خداوند با حجتش همان گونه رفتار مي‏كند كه با يوسف رفتار كرد، انكار مي‏كنند؟ همچنين چگونه انكار مي‏كنند كه صاحب مظلوم شما ـ همان كه از حقش محروم شده و صاحب اين امر [حكومت] است ـ در ميان ايشان رفت و آمد مي‏كند، در بازارهايشان راه مي‏رود و بر فرش آنها قدم مي‏نهد، ولي او را نمي‏شناسند، تا زماني كه خداوند به او اجازه دهد كه خودش را معرفي كند، همچنان‏كه به يوسف اجازه داد، آن زمان كه برادرانش از او پرسيدند: «آيا تو يوسف هستي؟» پاسخ دهد كه «بلي، من يوسف هستم.»6و7

 

 بنا بر اين فرض، براي حفظ امام مهدي‏(ع) از شرّ دشمنان لازم نيست كه آن حضرت از نظر جسمي از جامعه دور و ازديدگان پوشيده باشد، بلكه همين قدر كه ايشان در ميان مردم شناخته نشود و هويت حضرتش بر آنها پوشيده بماند، كفايت مي‏كند. شايد از همين روست كه ائمه اطهار(ع) از مردم مي‏خواستند نام و عنوان مهدي‏(ع) را پوشيده دارند و در پي شناسايي حضرتش نباشند. در توقيعي كه از ناحيه مقدسه امام زمان‏(ع) براي محمد بن عثمان، نايب خاص آن حضرت، صادر شده، در پاسخ كساني كه در پي دانستن اسم و عنوان حضرتش بودند، آمده است:

مردم يا بايد سكوت كنند و در نتيجه، بهشت را برگزينند يا در پي سخن گفتن [از مهدي] و در نتيجه، داخل شدن در دوزخ باشند؛ زيرا مردم اگر بر نام آن حضرت واقف شوند، آن را منتشر مي‏سازند [و در نتيجه، دشمنان نيز باخبر مي‏شوند] و اگر از جايگاه او آگاه شوند، آن را به ديگران نيز نشان مي‏دهند.8

 

 از اين توقيع به دست مي‏آيد كه حضرتش با پنهان داشتن نام و عنوان و مكان خويش به راحتي مي‏تواند از شر دشمنان در امان باشد. در اين صورت، ديگر نيازي نيست كه حتما آن امام از نظر جسمي هم از نظرها به دور باشند. آنچه معناي دوم را تأييد مي‏كند، سخنان كساني است كه در زمان غيبت كبرا آن حضرت را ديده و حالات مختلفي را براي حضرتش برشمرده‏اند. چنان‏كه از سخنان آنها برمي‏آيد حضرت مهدي‏(ع) گاه در موسم حج و با لباس احرام همچون ديگر حجاج با آنها روبه‏رو مي‏شود؛ گاه در لباس تجار و شمايلي كه مخصوص تجارت‏پيشگان است، گاه در صورت يك عرب معمولي كه در بيابان‏ها راه را بر گم‏شدگان مي‏نماياند و نظير آن. اين موضوع حكايت از اين دارد كه حضرت مهدي‏(ع) از نظر ظاهري، با انتخاب پوشش‏هاي مختلف، هويت واقعي خود را از ديداركنندگان پنهان داشته است و بيشتر آنان در نگاه اول موفق به شناخت آن حضرت نشده‏اند. تنها پس از جدا شدن آن جناب از ايشان، به هويت واقعي شخصي كه با او ديدار كرده‏اند، پي‏برده‏اند.9

 

پي‌نوشت‌ها:

1. تاريخ الغيبة الكبري(سيد محمد صدر)، صص 36 ـ 31.

2. كتاب الغيبة (نعماني)، ص 175؛ كمال الدين و تمام النعمه(صدوق)، ج 2، باب 33، ص 346، ح 33.

3. كمال الدين و تمام النعمه(صدوق)، ج 2، باب 56، ص 648، ح 2.

4. كتاب الغيبه (نعماني)، ص 14.

5. كتاب الغيبه (طوسي)، ص 221.

6. سوره يوسف آيه 90.

7. كتاب الغيبه (نعماني)، ص 164؛ الكافي(کلینی)، ج 1، صص 337 ـ 336، ح 4.

8. كتاب الغيبه (طوسي)، ص 222.

9. كتاب الغيبه (طوسي)، صص 181 ـ164 ـ156 و 258؛ نجم‏الثاقب(ميرزا حسين نوري)، صص 507 ـ 139 .

منبع: ماهنامه موعود شماره 86

 

مقاله دوم: معنای غیبت و چگونگی آن

یکی از مسائلی که نوع مردم در آن اشتباه می کنند و یا به صورت عامیانه مورد اعتقاد قرار می دهند مسئله کیفیت غیبت و معنای غیبت است.

معنای غیبت در روایات غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالي فرجه الشريف) تشبیه شده است به غیبت حضرت یوسف. حالا ببینیم غیبت یوسف چگونه بوده است. برادران یوسف، یوسف را گرفتند و بردند در چاه انداختند. و همان طور که می دانید سرانجام یوسف به مصر رفت. یعقوب می دانست که یوسف زنده است، اما جایش را نمی دانست ... نکته مهم تر این که برادران یوسف آمدند خدمت برادرشان و با او سخن گفتند و یوسف آنها را شناخت، ولی آنان یوسف را نشناختند. قرآن در این مورد می گوید:

«وَ جاءَ إخْوَةُ یوسُفَ فَدَخَلوا عَلَیهِ فَعَرَفَهُمْ و هُمْ لَهُ مُنکِرون»1

در روایت می گوید غیبت حضرت مهدی مانند غیبت حضرت یوسف است و خدا بین او و خلق حجاب قرار می دهد به گونه ای که:

«یَرَوْنَهُ وَ لا یَعرِفُونَهُ»2

یعنی همان طور که حضرت یوسف در میان برادران بود و او را نمی شناختند، حضرت مهدی (عليه السلام) در بین مردم است و مردم او را می بینند ولی نمی شناسند.

آیا ما از صبح تا غروب توی خیابان هر که را می بینیم می شناسیم؟! و آیا الآن توی ذهن ما هست که چه کسانی را دیده ایم؟!

پس حضرت مثل جن و ملک و فرشته و پری و امثال آنها نیست و توی دیوار هم فرو نرفته است. ضمناً حضرت اعمال اعجازآمیز هم نمی کند و داعی ندارد که همیشه از درهای بسته وارد شود و در ذهن ها تصرف کند که او را نبینند و حضورش را احساس نکنند.

گذشته از اینها معنی غیبت این نیست که مثل خداوند از انظار غایب است؛ زیرا خداوند لامکان است ولی حضرت لامکان نیست و مکان دارد.

حضرت روی زمین خدا زندگی می کند و راه می رود و غذا می خورد و می خوابد و استراحت می کند، و حتی ممکن است طبق مسیر عادی طبیعت سرماخوردگی پیدا کند و بیمار بشود. البته مردمی که او را قبلاً می شناختند اگر ایشان را ببینند احتمالاً خواهند شناخت و بنابراین حضرت قاعدتاً نزد آنها نمی رود. کسانی هم که ایشان را نمی شناختند ممکن است بارها حضرت را ببینند ولی تشخیص ندهند. پس معنی غیبت این است که حضرت بی آدرس است. نمی دانیم حضرت کجا و به چه کیفیت زندگی می کنند.

اکنون باید دید اگر ما ندانیم که کجا و به چه کیفیت زندگی می کنند آیا بی خبری ما دلیل بر نبودن ایشان است؟ می رویم خدمت حضرت یعقوب و می گوییم: جناب یعقوب این آقازاده شما یوسف زنده است یا خیر؟ می گوید: بله. عرض می کنیم: آیا در آینده او را خواهید دید؟ می گوید: بله. می پرسیم: الآن کجا است؟ می گوید: نمی دانم. می گوییم: چه می کند؟ چه می خورد؟ می فرماید: نمی دانم. چون واقعاً نمی دانست و با آنکه حضرت یعقوب پیغمبر بود، معهذا واقعاً اطلاع نداشت که یوسف کجا است؛ زیرا خداوند این علم را به او نداده بود.

از برادران یوسف هم اگر سوال می شد برادر شما کجاست، می گفتند: نمی دانیم، و شاید اصلاً زنده نباشد. به همین علت هم در حضور یوسف به او دروغ بستند و حضرت یوسف به روی خود نیاورد.3 پس در فاصله 20 یا 30 سال در حضور برادر می ایستند؛ ولی او را نمی شناسند 4... و معنی غیبت این است. لذا به هنگام ظهورش خیلی از مردم خواهند گفت که ما قبلاً آن حضرت را دیده ایم.

از سوی دیگر می توان گفت که این بی آدرسی یک بی آدرسی مطلق نیست، بلکه یک آدرس های کلی وجود دارد. مثلاً به ما گفته شده است که حضرت هر سال در مراسم حج شرکت می کند و در زمان حج به عنوان امیر الحاج مسلمین حضور دارند. هر سال در مِنی و در عرفات تشریف دارند.

پس این یک آدرس شد. دیگر کجا؟ در کربلا هم گاهی دیده شده است، در حرم ائمه نیز. چند مرتبه هم بعضی از علماء سابق ایشان را در مسجد جمکران دیده اند. اما آیا همیشه در مسجد جمکران منتظرند که بنده به دیدنشان بروم؟ حتماً خیر. در مسجد کوفه، حرم حضرت امیر (عليه السلام)، مسجد سهله، سرداب سامرا و اینگونه اماکن امکان حضور حضرت مهدی (عجل الله تعالي فرجه الشريف) وجود دارد، اما نه همیشه.

پی نوشتها :

1. سوره يوسف آیه 58

2. منتخب الاثر (صافي گلپايگاني)، ص301.

3. سوره يوسف آیه 77

4.  کتاب الغيبه(نعمانی)، ص 163، ح 4، و بحارالانوار(مجلسی)، ج 51، ص 142.

منبع: گفتارهایی پیرامون امام زمان علیه السلام (سید حسن افتخارزاده)

 

سوالات